مهربانم سلام:

گل سرخ همیشه بهارم

بیا از اینجا پر بگیریم.از این ازدحام به ظاهر خوشبخت. از این همه هجوم لبریز از هیچ. از این روزهای خاکستری.نازنینم بیا از این غزلهای ناامید از این شعرهای مایوس از این شاعران بی رنگ از این همه سایه بگریزیم.

می دانم خوب میدانم که تو هم مثل من از تکرارهای ناگزیر خسته ای.میدانم که تو هم مثل من سرشار از عطش رفتنی.پس بیا ای خوب دست در دستم بگذارتا به آنسوی این همه برویم.بیا در حوالی شبنم کنار چشمه ی صبح در سایه ی لرزان بید لحظه ها چادر بزنیم.در هوایی لبریز از مهربانی جایی دور تر از این سرزمین پاییزی.

بیا نازنینم بیا و مرا که خسته تر از همیشه ام با خود ببر.خوب میدانی که فقط با تو میتوانم سفر را بفهمم. خوب می دانی که فقط با تو پیراهنم بوی هجرت میگیرد.پس ای پرستوی تا همیشه ام بیا از این هوای متعفن پر بگیریم از این بارش اندوه از این رنگهای دروغین.

.خودت بگو بدون تو کدامین جاده را راهی شوم وقتی گرمی دستان مهربان تو فرصتی دوباره برای من نباشد؟

گل سرخم بیا

بیا از این اتاقهای اسیر از این ایوانهای بدون شمعدا نی از این کوچه های تا همیشه بن بست از این خیابانهای لبریز از تهی از این شهرهای کسالت پر بگیریم.بیا که فقط تو میتوانی مرا از این همه دروغ لبخند بگیری و به مهربانترین تبسم عشق مهمانم کنی.بیا خوب من که بی تو بدون تو و در نبودن تمام تو به پایان تلخی میر سم .بیا و مرا از این همه خزان بگیر . من تشنه ی بهارم بیا پرستوی من تا کنار تو سبز را بفهمم و دلم را بهتر بدانم.

سفر با تو ابتدای رویاهاست .پس بیا و مرا به رویای خویش ببر همانجایی که خورشید از سمت تو آغاز میشود و روز با تو هرگز نقطه ی  پایانی ندارد.بیا خوب من بیا که خسته تر از همیشه ام.

 

یا ابا الفضل


 

نوشته شده توسط مهدی علیزاده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 20:42 موضوع | لینک ثابت