احساس كسي را دارم كه ناگهان در برابر  آينه اي بايستد و تصويري را كه بر آن مي بيند هيچ نشناسد. ميگويند تن كه مي ميرد روح اين جهان و همه ی پيوند هاي جهاني را ميگسلد و به سوي عالم غيب پرواز مي كند. نشأت ديگري، عالم ديگري، حيات ديگري، مابعدالطبيعه، عالم علوي، نزهتگاه ارواح،لاهوت، ملكوت، آخرت!

و مي گويند ميان دوزخ و بهشت هيچستاني است بنام برزخ!

مي گويند دنياي برين، عالم ارواح، حيات پس از مرگ در وهم اين جهاني ما،د ر قالب عقلي ما نمي گنجد. كلمات نيز بدانجا راهي ندارند. مي گويند اما من مي بينم« توهم است باور نكنيد»!                    


 

نوشته شده توسط مهدی علیزاده در سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 17:33 موضوع | لینک ثابت