یک دختر ترک عروسی میکنه همون شب اول فرار می کنه . باباش

 

می پرسه چیه چرا فرار کردی؟ میگه بابا عروسی فیلم و نقشه بود .

 

میخواست با من کارهای غیربهداشتی بکنه!!!!!!!!!!

=============================================

 عربه ميخواسته بره سوار هواپيما بشه بازرس شروع ميكنه به بازرسي

 

بدني و وقتي ميرسه به ساق پاي عربه ميبينه يه چيز مشكوك زير شلوار

 

عربه هست ميپرسه : كلاشه عربه ميگه : نه وولك كلّشه

 =================================

روزي شخصي در شهر ادعا ميكند كه من خدا هستم.

مردم شهر او را پيش حكيم ميبرند و حكيم باشي براي اينكه او را بترساند
 
 به او ميگويد: - مرد ديگري پارسال ادعا ميكرد كه پيغمبر است و
 
من دستور دادم او را كشتند.

اين شخص جواب داد كار خوبي كرديد چون او فرستاده من نبود...!!!

=============================================

صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم،

 

 پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!

==================================

قزوینیه یک کیسه برنج تبرک میخره میبره خونه درش

 روبا ز می کنه  شاکی میشه میگه پس کو حمیدش 

  • =================================
  • شیراز مادر رو از دختر نمیشه تشخیص داد تو اصفهان
  •  گدا رو از پولدر تو تهران دخترو از پسر

    ==================================

    قزوینیه یه بچه خوشگل رو بالای پل میبینه،‌هر كاری

  •  

     میكنه نمیتونه مخش رو بزنه،آخر سر به پسره میگه:

  •  

     داداش بریم زیر پل یك سیگاری بكشیم؟ پسره میگه:

  •  

    ‌بریم خیالی نیست! گفتن نداره كه برای پسره زیر پل رفتن

  •  

     همان و ...ون دریدگی همان! خلاصه چند روز میگذره،

  •  

     قزوینیه دوباره پسره رو میبینه، میگه: میای بریم زیر

  •  

     پل یك سیگار بكشیم؟! پسره میگه: نه داداش، جون تو

  •  

    هنوز زیر سیگاریم درد میكنه!!!

    ==================================

     قزوینیه میره توالت، تا میكشه پایین راست میكنه،‌

     

     به ....یرش میگه: بخواب، بخواب، خودیه!!!

     ================================

    • تركه و رشتیه میرن جنده‌خونه. اول رشتیه میره تو،
    • وقتی میاد بیرون میگه: نه بابا، زن خودمون بهتره!
    •  بعد تركه میره تو، وقتی میاد بیرون میگه:‌ آره بابا!
    • زن تو خیلی بهتره!!!

    ================================

    مش باقرمیره دكتر میگه: آقای دكتر تخمم درد میكنه ، دكتر

     دست میزنه میگه: الان چه احساسی داری؟ میگه: دكتر

     جون دوست دارم ادامه بده!!!    

    ==================================

    قوچعلی میره با پژو 206 مسافرکشی 4 نفر رو سوار میکنه

  •  

     بعدش خیلی تند میره . اولی میگه آقا خیلی داری تند میری .

  •  

    قوچعلی میگه تا حالا 206 داشتی ؟ طرف میگه نه میگه :

  •  

  •  پس خفه شو .همین طور سرعت رو میبره بالا و تا نفر

  •  

  • سوم همین جواب رو میده چهارمین نفر میگه آقا خیلی

  •  

  •  تند میری . میگه تا حالا 206 داشتی . میگه : آره

  •  

  • .قوچعلی میگه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه

  •  

     ==================================

     غضنفر و قوچعلي در بيابون هاي آفريقا گير مي افتن و گرمشون مي شه.

     
     براي خنک شدن،غضنفر مي ره و يه بادبزن و يه پنکه برمیگرده قوچعلی
     
     مي ره و با در ماشين بر مي گرده، بهش مي گن: در ماشين واسه چي؟

    مي گه: ميخوام شيشه شو بدم پايين، هوا بي آد.

    ==================================

    يه راننده  قزوینی توی راه يه بچه رو سوار كردبهش سيب

     

    تعارف كرد . بچه گفت نميخورم بهش چای تعارف كرد ،

     

     گفت نميخورم يارو عصبانی شد گفت: "ببين ، از الان

     

    نميخوام ونميخورم و نميدم نداريم".

    ============================================================

    يه روز يه دختر بچه با يه پسر بچه با هم ميرن حموم، دختر بچه به پسر بچه

     

     ميگه ميزاري با اونجات  بازي کنم؟ پسر بچه با ترس ميگه:  نه نمي زارم آخه

     

     تو مال خودتو شيکوندي

     ==================================================

    پلیس یک پسر رو با دختر میگیره،می پرسه صیغه است یا عقدیه؟

     

    پسره میگه جندس نقدیه

    =============================================

    قوچعلی میره جبهه فرداش بر میگرده میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته ها

     

     به قصد کشت تفنگ بازی میکردن.

    ==============================================

    به قو چعلی مي گن مي دوني چرا روي خيابون ولي عصر اين اسمو گذاشتن ؟

     

    مي گه:چون صبح و ظهر هيچ خبري نيست ولي عصر بيا ببين چه خبر.

    ==================================

    یارو یه جیرجیرک پیدا میکنه تا صبح روغنکاریش میکنه

     

    ==================================

    پسر لري با دختر تهراني ازدواج مي کنه فاميلاي عروس

     

     تو جشن عروسي مي خونن سبد سبد گل ياس عروس ما

     

     چه زيباست فاميلاي دوماد مي خونن گوني گوني پشگل

     

    عباسعلي خوشگل.

    =============================================

    قوچعلی از جلوي سينما رد ميشه اسم فیلم را که

     

    میبینه میگه: نگاه کن!!!!!!!!. این شهر یک سینما داشت

     

    که اون هم کردن خوابگاه دختران.!!!!!

    =============================================

    زنه میره دکتر میگه


    آقای دکتر این سینه ام اینقده درد میکنه که میخوام بکنمش

     

    بندازم جلوی گربه


    دکتره میگه : میو میو میو

    =============================================

    سركلاس روانشناسي، استاد داشته ميگفته كه دخترا از

     

     بچگي وقتي مي‌بينن كه يه چيزي از پسرا كمتر دارن

     

     احساس كمبود ميكنن و اين مسئله باعث افسردگي در اونها

     

    ميشه! يكي از پسرا پاميشه ميگه:

    استاد، ايني كه ما داريم هم آخرش مال اوناست، فقط

    خرحماليش افتاده گردنِ ما!!!

    =============================================

    جاهله ميره دستشويي وقتي مياد بيرون رفيقاش ميبينن در كونش

    خونيه، ميگن:‌ چي شده؟! ميگه:‌ جاكش صداشو براي من بلند

    ميكنه!!!

     ==============================================

    رييس بيمارستان از دکتر مي پرسه: عمل چه طور بود.دکتر

     

     هم مي گه: مگه براي کالبد شکافي نياورده بودينش!!

    =======================================

    هواپيمايه قوچعلی داشته سقوط ميكرده و همه دارن از ترس

     

    ميميرن ولي قوچعلی عين خيالش نيست . به قوچعلی ميگن

     

     هواپيما داره سقوط ميكنه ميگه به درك ارث بابام كه نيست !!

    ==========================================

    فيلي در استخري شنا مي كرد. مورچه اي سر رسيد و گفت: بيا

    بيرون كارت دارم. فيل از استخر بيرون آمد. مورچه نگاهي به

     فيل انداخت و گفت: برو توي آب. فقط مي خواستم ببينم اشتباهي

    مايوي من را نپوشيده باشي.

    =======================================

     قوچعلی ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري

     

     كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي

     

    بياد. خلاصه  ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني

     

    مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! قوچعلی ميگه:  

     

     ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد 

    ======================================

    يه روز يه سرهنگ ميره پادگان ميبينه تمام سربازها لختن ميپرسه

     

     چرا لختين ميگن قزوينيه فرار كرده واسش تله گذاشتيم

    =======================================

    يك روز يك تركي سرشو بدون انكه اب بزند شامپو ميزند


    ازش ميپرسند چرا بدون اب سرتو شامپو مي زني ميگه روش


    !! نوشته براي موهاي خوشك

    =======================================

    قوچعلی میره دارو خونه اسم کاندوم رو بلد نبوده چیزش رو

     میزاره رو میز میگه کادوش کن

    =============================

    معلم: سبك‌ترين جسم دنيا چيه؟ شاگرد: آلت تناسلي!

     

     معلم: چرا؟ شاگرد: چون با فكر هم             

     

    میشه بلندش کرد

     


  •  

    نوشته شده توسط مهدی علیزاده در جمعه بیست و نهم دی 1385 ساعت 9:31 موضوع | لینک ثابت