آنگاه که ابراهيم سر اسماعيل را بر زمين گذاشت

 

ندا آمد که ابي ولش کن تو در مقابل دوربين

 

 مخفي هستی

=====================================

تركه میره داروخونه میگه:‌ آقا كاندوم سیاه دارین؟! یارو میگه:‌ چرا سیاه؟! میگه:‌

 

دوستم مرده میخوام به زنش تسلیت بگم!!!

========================================

به قزوینیه میگن غم انگیزترین نقاشی دنیا رو بكش!!! یه كون

 

بی سوراخ میكشه.

 

=================================================

 

زن رشتیه بچه دومشو میزاد،‌ بچه بزرگتره حسودیش میشه،‌ رو پستون مامانش سم می ریزه

 

 كه بچه كوچیكه بمیره،‌ دو تا همسایه هاشون می میرند!

=======================================

 پسری از ملا پرسید احکام زناشویی در ماه  رمضان چیست

 

ملا گفت اگر تا ختنه گاه داخل شود اشکال ندارد .

 

پسر اعتراض کرد و گفت نمی شود ملا پرسید برایه چه پسر گفت

 

 اگر ان موقع رستم با گرزش هم بیاد

 

 نمی تواند کاری کند 

=================================================

 

يه اصفهاني مي گن اگه سردت شد چيكار مي كني؟ مي گه ميرم بغل بخاري.


  مي گن اگه خيلي سردت شد چي؟مي گه ميرم به بخاري نزديك تر ميشم.


  مي گن اگه خيييلي سردت شد چي ؟ميگه ميرم به بخاري مي چسبم.


  مي گن اگه خيييييلي خيييلي سردت شد چي ؟مي گه ميرم بخاري رو روشن مي كنم

======================================

چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم!

 

 واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد

=======================================

 

يه روز به يه قزوينيه مي ‌گن چرا زن نگرفتي!! مي ‌گه: هنوز

 

برادرزن مورد علاقه ‌مو پيدا نكردم

=================================================

تركه ميره عربستان، يه روز براش يه كار خير پيش مياد(!) ميخواد يه

 كاندوم بخره، ولي يك كلوم هم عربي بلد نبوده. خلاصه ميره داروخونه،

 ك ي.... رو در مياره ميگذاره رو ميز، پولم در مياره ميذاره كنارش.

 عربه هم فكر ميكنه شرط بنديه، ك ي...رو ميندازه رو ميز و پولا رو

 برميداره!


 

نوشته شده توسط مهدی علیزاده در جمعه بیست و نهم دی 1385 ساعت 9:30 موضوع | لینک ثابت